تبليغاتX
سماموس کوه

88/08/16

علی کریمی: اگر لازم باشد با اسب مسافرت میکنم !

بنظرم با توجه به خصوصیات رفتاری تک تک اعضای جامعه ایرانی ما ، حالا حالا ها به دموکراسی واقعی(مردم سالاری) که گره مشکلات مملکت را باز نماید ، نخواهیم رسید.

با کمی کنجکاوی و مطالعه ساده میتوان به جایگاه خبرنگاران و گزارشگران رسانه های جمعی در دنیای پیشرفته پی برد. اینکه  ارتباط متقابل آنها با سیاستمداران، هنرمندان ، ورزشکاران معروف وغیره چگونه هست؟ اصحاب رسانه بنا به نوع کار خودجهت اثربخشی و جذب مخاطب بیشتر ،از ابزارهای گوناگونی مثل کاریکاتور،طنز و مسائل عمومی(پنهان)حساس و...بهره می برند و از حیث جانی و روانی قابل تحمل بوده و حرمتشان حفظ می گردد .

  واما موضوع تحمل در ایران خودمان(بخصوص از طرف دولتمردان) در ادامه مطلب آمده است  .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نیلوئی در 10:43 |  لینک ثابت   • 

88/08/02

تصاویر ماهواره ای از منطقه

۱-  منطقه رودسر -رحیم آباد-کلاچای- للکی

رودسر 

 ۲-روستای نیلو و حومه

روستای نیلو

۳- روستاهای نیلو-پلام-جیرکل-دیورود-میلاشمنطقه نیلو

۴ -نیلو-جیرکل-سجیران -کوههای تکلش و للکی

کوههای تکلش

نوشته شده توسط نیلوئی در 16:15 |  لینک ثابت   • 

88/07/26

درخت افتاده - بلعیدن هکتار هکتار

چند روزپیش به اتفاق یکی از دوستان به یکی از پارکهای تهران(سرخه حصار) رفتیم،باخودرو یکی از مسیرهای داخل پارک را طی نموده که درادامه با منظره عجیبی روبرو شدیم .  چند سرباز در کنار جاده درکنار مانع بتنی قرار داده شده در وسط جاده که مسیر رفت و برگشت را به  راه باریک که یک ماشین سواری بزحمت میلی متری  از آن عبور می میکند ،نگهبانی می دادند . علت را از سربازها جویا شدیم و گفتند که جهت ممانعت از حمل مصالحه ساختمانی برای ساخت وساز غیرقانونی می باشد. ظاهراٌ این کار توسط سازمان محیط زیست انجام شده بود.

بفاصله کمی از ایستگاه بازرسی فوق ازطریق  تنگه و گردنه ای به  پشت پارک رسیدیم.  وارد دشت وسیع شدیم که ناباورانه  با وسعت و حجم خانه های ساخته شده به اندازه یک شهرک چند ده هزار نفری مواجه شدیم . همه چیز در آن وجود داشت . جای برای ساخت مسجد ، بنگاه معاملاتی ، وجود خیابانها با اسامی مذهبی و انقلابی و شخصیتهای تاریخی ، سوپر مارکت ، قصابی ، آرایشگاه و.......

این همه تخلف وتقلب در بیخ گوش پایتخت و بلعیدن هکتاری منابع طبیعی، باعث تعجب شد و نشان از بی سروسامانی بی حد و اندازه داشت(ودارد) .  میگویند عمده این خلاف کاریها با حمایت مدیران ارشد و توسط پرسنل سازمانی یکی از وزارتخانه هایی که بنحوی متولی حفاظت از منابع طبیعی می باشد ، صورت گرفته است .

این حقیقت با اتفاقی که در سالهای پیش در روستای ما (نیلو) پیش آمد قابل ارزیابی و مقایسه می باشد. قضیه از این قرار بود که  یکی از اهالی محل که تازه ازدواج کرده بود قصد ساخت سرپناهی را می نماید . او مجبور است با اینکه در کنار جنگل انبوه قرار دارد مجوز قطع چند درخت احتمالاٌ افتاده را از جنگلبانی رحیم آباد اخذ نماید(که به آن اصطلاحاٌ چکش زنی میگویند). برای اینکار لازم بود با پای پیاده تا رحیم آباد برسد و تقاضای چکش نماید و نیز جهت آمدن جنگلبان قاطر و یا اسب کرایه نماید .هنوز آن موقع جاده فعلی احداث نشده بود ..

او مجبور بود بهترین پذیرائی ممکن را از نظر غذا از مامورین داشته باشد . بهر حال با تقاضای او در خصوص چکش زنی چند درخت برای استفاده در ساختمانش موافقت شد . اونمی دانست و یا نمی توانست همزمان باید مجوز  درخت افتاده در حال پوسیدن و یک نوع چوبی نرم  که برای ساخت درب اتاق ها(درخت کوپ) استفاده می شد هم داشته باشد .

اوبعداٌ ،ظاهراٌ دست به تخلف زد و بدون اجازه،درخت افتاده را توسط اره دستی دونفره (کله بر) به تکه های نیم متری تقسیم و از شکافتن دستی این تکه ها توسط تبر و گوه، تخته های مورد نیاز سقف شیروانی خانه،  که به آن لت می گویند تولید کرد.

 هم چنین اوچند الوار برای تهیه چوب درب و پنجره خانه به محل احداث خانه جدید منتقل کرده بود. خبر رسید که جنگلبانان به روستا رسیده اند و همه خانه ها را جهت پیدا نمودن چوب قاچاقی می گردند(البته مجوز مراجع قضائی را جهت ورود به حریم شخصی نداشتند) آن مرد چاره را جهت پنهان نگهداشتن چوبها  ، قرار دادن آنها در زیر فضولات حیوانی خشک(زورکوه) می بیند – چند دقیقه ای گذشت و گفتند که چند جا در بالا محله ،محل های فوق را نیز میگردند  – او مجبور می شود در تاریکی شب آنها را از زیر خاک فوق بکمک همسرش به پشت بام خانه در زیر سقف منتقل نماید – دوباره خبر می رسد که آنجا را هم می گردند و او ناچار شد دوباره الوارها را به زیر زمین منتقل نماید .

از طرفی به او خبر می دهند که قرار است فردا ، مامورین به جنگل بروند . همسر ایشان التماس میکند که مرد خانه در تاریکی شب به محل درخت کهنه(افتاده) رفته و آن تکه های چوبی را که بزحمت و بصورت دستی  برای سقف شیروانی تولید کرده بودند را پنهان نماید . مرد خانه اعلام عجز میکند و می گوید بدلیل درد زانو نمی تواند از عهده چنین کاری برآید . چند دقیقه ای گذشت به ناگاه مرد پارچه ای به زانو بست و در دل تاریکی شب پس از یک ساعت در سربالائی(شیب تند)  به  محل درخت افتاده رسید و پس از جابجا نمودن و پنهان کاری لت ها ، کوله باری از آنها  را هم بسته و به منزل منتقل میکند . شاید تا آن موقع نزدیک سحر و خروس خوان شده بود. 

 این قصه شیرینی نبود بلکه واقیعت تلخی در مملکت ماست که عده ای هکتار هکتار از منابع طبیعی را می بلعند و عده ای درکنار جنگل انبوه برای نگاه کرده به برگ درختان هم باید مجوز بگیرند.

نوشته شده توسط نیلوئی در 9:59 |  لینک ثابت   • 

88/07/12

آفت های مملکت کدام هست؟

در اینجا مطلب تحلیلی جالب در پاسخ اینکه آفت های نظام و مملکت چیست جهت مطالعه درج می گردد.

 گوش شنوا و چشم بینا کجاست؟                             

  از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ، ندانی که چه دردیست!!.

 

مقاله فوق جهت مطالعه(کلیک نمائید)

 

 

 

  

 

نوشته شده توسط نیلوئی در 13:14 |  لینک ثابت   • 

88/06/02

شما اهل این روستا نیستید!

 چندسال پیش و بعد از بلاتکلیفی آب لوله کشی در روستای ما(نیلو) ، در یک روز تابستانی قرار بر این شد که خانم های این روستا که از وضع موجود کلافه شده بودند جهت اعتراض به وضع موجود  جلوی فرمانداری رودسر جمع شده و  مشکل آب آشامیدنی را با مسئولین در میان بگذارند.

نقل است که بعد از مدتی از استقرار این خانم ها در جلوی فرمانداری یکی از افراد فرمانداری در جمع آنها حاضر شده و سعی زیادی نمود که ثابت کند این جمع معترض مربوط به روستای نامبرده نیستند و توطئه ای وفتنه ای در کار است  . نامبرده پس از مشاجرات چندی به لهجه چند نفر خانمی که کمی گویش مازندرانی داشتند اشاره نمود  و نتیجه گرفت  که عده ای به شماها پول داده اند که اینجا جمع شوید و تهدید نمود که اگر متفرق نشوید دیگر با خودتان هست.

 می دانیم که در20 سال اخیر رفت و آمد بعضی از اهالی منطقه اشکور به شهرهای تنکابن ،چالوس و نوشهر زیاد شده و این عده معمولاٌ در فصل بهار و تابستان جهت سرکشی به کارهای کشاورزی و باغداری به وطن اصلی باز می گردند به همین دلیل چندتائی در آن جمع لهجه مازندرانی داشتند و مورد توجه مسئول مربوطه "بی اطلاع از همه چیز"  قرار گرفته بودند .

نتیجه اینکه مسئولین مربوطه  بجای پرداختن به اصل موضوع "بی آبی فلاکت بار " و رفع مشکل فوق به موضوع بی اهمیت لهجه معترضین اشاره و سعی نمودند با تهمت و افتراء  از اصل موضوع فرار نمایند .

 بنظر میرسد این روش، ساده ترین روشی هست تا مسئولین نسبت به بی لیاقتی و کم کاریهای خود از اصل موضوع فرار نمایند  بطوریکه این روزها این روش اتهام زنی در مقیاس بزرگتر در خصوص اعتراض های انجام شده بر روند انتخابات اخیر در ممکلت هم بکار گرفته شده است .

بنظر می رسد که مشکل بی اعتمادی طرفین نسبت به سلامت انتخابات اخیر با یک اطلاع رسانی شفاف  از طریق مناظره تلویزیونی برای ملت ایران  آشکار خواهد شد نه اینکه تمام امکانات رسانه ای یک طرف را از نیمه شب 22خرداد قطع  و تمام تریبونها و امکانات رادیو و تلویزیون و روزنامه ها و سایت های اینترنتی و... دست طرف دیگر باشد . ملت هم باور کند  که چیزی خاصی پیش نیامده است .

متاسفانه  بجای شفاف سازی و اطلاع  رسانی ، ماشین تهمت زنی قدرت حاکم بطور پیوسته و  شبانه روز در حال تولید "تهمت" وابستگی به بیگانان به معترضین به سلامت انتخابات  می باشد . که کمتر کسی هم آن را باور می کند .

نوشته شده توسط نیلوئی در 12:50 |  لینک ثابت   • 

88/05/25

در28مرداد1332 هر دو طرف کودتا بد بودند!!

 بعد از گذشت ۵۶سال از قضیه کودتای 28 مرداد۱۳۳۲ که طی آن دولت ملی دکتر مصدق برکنار شد، هنوز هم قضیه فوق، تازگیهای مخصوص به خود را دارد  .

همانطوریکه می دانیم آن کودتا بدست آمریکای خبیث بکمک دربار خائن و ایادی داخلی آنها انجام شد . آمریکایئها در سالهای اخیر با اعتراف به نقش خود در این کودتا بطور ضمنی از ملت ایران عذر خواهی نموده و سعی میکنند ذهن ملت ایران را بابت این ننگ تاریخی خود پاک نموده  که نمونه ای از آن   توسط خانم آلبرایت ،وزیر خارجه کلینتون، در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی مشاهده  .

 اما از طرف دیگر، در ایران ، عده ای با قضاوت تاریخی خاص خود نسبت به خود دکتر مصدق  با یادآوری کودتای فوق  نسبت به عذرخواهی آمریکائیها قانع نبوده و خواستار غرامت و بیان شرمندگی بیش از پیش از طرف آنها هستند .

 این گروه سعی میکند  از این قضیه بصورت ابزاری وسلیقه ای بهره برداری لازم را برده   و هر سال با یادآوری واقعه   "کودتای28مرداد" ، ضرورت عذرخواهی دولت آمریکا از ایران را بوسیله رسانه های حکومتی با مقاصد خود هماهنگ نمایند .

 قضاوت این گروه نسبت به طرف ایرانی کودتای28 مرداد آنچنان غضب آلود بوده  و هست که بنظر می رسد با یک فرد خائن تمام عیار به وطن روبرو هستند. و این حساسیت ها بطور روشن و قاطع در کتابهای درسی و تاریخ تنظیم شده(رسمی) نمایان می باشد .

این نگاه ویژه به خود دکتر مصدق باعث شده که با حساسیت عجیبی کنترل گردد که نکند فردی ، مقامی  ، شورای روستائی، شورای شهری در گوشه ای از  ایران دچار لغزش ننگ آور گردد  و اقدام به نام گذاری کوچه ای ،دالانی، خیابانی ،مدرسه ای ، کتابخانه ای  ..... در دورترین نقاط کشور  بنام دکتر مصدق شود .

 اگر خبری از داخل شورای شهر فلان شهرستان دور افتاده ای برسد مبنی بر اینکه قصد دارند نام کوچه ای  را به نام فلانی نام گذاری نمایند ، بلافاصله این خبر ولوله ای عجیب بپا نموده  و موضوع خطرناک   فوق تبدیل به اقدام علیه حاکمیت ملی تعبیر شده و عکس العمل ها و علائم حاد مخصوص به خود جهت اینکه مواظب خودتان باشید، ارسال می گردد .

 در نتیجه باید گفت حالا که هر دو گروه طرف دعوا در سال 32  بد ، شر ، دیو  و دد ،خائن و......بودند چه نسبتی به گروه سومی دارد که بخاطر آن کودتا درخواست غرامت و عذرخواهی نموده  و حالا حالاها هم ناز کند که آن عذر خواهی ها  کافی نبوده و قانع کننده نمی باشد؟

 این قضیه مثل آن می ماند که کسی با هر دو نفری که با هم دعوا کرده اند ، دشمن باشد ،  و در عین حال در دادگاه طرفین، از یکی از دو طرف بابت همان دعوا غرامت بخواهد. جالب است مگر نه ؟! 

نوشته شده توسط نیلوئی در 16:2 |  لینک ثابت   • 

88/05/19

رسوائی واترگیت

 همه ما شاید اسم واترگیت را شنیده باشیم . قضیه از این قرار بود که در سال 1975 میلادی (1353 ه.ش) در دوران فعالیت هائی انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا ، رئبس جمهور وقت آمریکا (نیکسون) بطور غیر قانونی دستور به نصب دستگاه شنود در ستاد انتخاباتی حزب رقیب(در هتلی به نام واترگیت) داده بود که افشاء و پیگیری آن توسط دو خبرنگار باعث شد  نیکسون که  در آن انتخابات برای چهار سال دوره دوم پیروز شده بود در نیمه راه مجبور به استعفاء شود.

 سواستفاده از قدرت ،  کارشکنی در امر اجرای عدالت و  اهانت به کنگره(مجلس) جزء اتهامات اساسی نامبرده بود .

 این قضیه  مربوط به عمل خلاف قانون قبل از شروع انتخابات بوده و شاید اثری بر نتیجه انتخابات نگذاشته بود ولی بعنوان "سوء استفاده از قدرت رئیس جمهور"  مطرح و در نهایت منجر به برکناری رئیس جمهور منتخب در نیمه راه   چهار ساله دوم شد  که جایگاه و قدرت رسانه های گروهی بعنوان ابزار های نظارتی مستقل از قدرت را نشان می دهد .

اما در انتخابات اخیر ما، همه قبول دارند که امکانات دولتی زیادی بطور غیرقانونی بکار گرفته شد مثل روزنامه های دولتی  کیهان ، ایران ، وطن امروز ،  خبرگزاریهای دولتی فارس،ایرنا، برنا ، ایسنا  ، رجا نیوز و....  ،  هواپیما و ......که فقط گزارش آن توسط  سازمان بازرسی کل کشور به قوه قضائیه ارسال شده  و  قرار هم نیست کسی  استعفاء بدهد.                همین!!!!

البته  آن موقع هنوز شرکتهای نوکیا و زیمنس در این زمینه فعال نبودند !

 

نوشته شده توسط نیلوئی در 10:10 |  لینک ثابت   • 

88/04/25

فاجعه -باز هم سقوط توپولوف

هم اکنون ساعت ۱۱ صبح (۵شنیه -یک روز بعد از سقوط مرگبار هواپیمای توپولوف روسی در قزوین)صدای سرودهای شاد از رادیو بگوش می رسد!!! .  یقینا" دیدن تصاویر وعکس هایی از محل سقوط هواپیما و خانواده های داغ داری که خودشان را به اطراف قزوین(محل سقوط) رسانده بودند ، دل هر انسانی را بدرد می آورد .  انسانهایی که  هیچ اثری از آنها نمانده است . مخصوصا" اگر بدانیم اعضای تیم ملی جودوی نوجوانان ایران نیز در این پرواز مرگ بودند .

چه چیزی میشود به خانواده های این عزیزان گفت تا تسلی بخش احوال آنها باشد؟!!!.

جزئیات این حادثه دردناک در  اینجا قابل مطالعه  است .

نوشته شده توسط نیلوئی در 11:34 |  لینک ثابت   • 

88/04/13

مگر کاه شما را ما دزدیده ایم ؟!

روش دفاع بعضی از نمایندگان مجلس حامی دولت  از سلامت انتخابات در شبکه های تلویزیونی  جالب بنظر میرسد که ازآن جمله  رفتار جناب آقای  دکتر حداد عادل می باشد .

ایشان در روز های گذشته  آنچنان با حررات و حرکات عجیب و غریبی  قصد دفاع از سلامت انتخابات را داشتند که شک آدمی بیشتر و بیشتر می شد  وبه ناخودآگاه  یاد داستان ذیل که در منطقه خودمان رواج دارد می افتد .

 گویند در زمستان سخت ، چند نفراز خانوداه دامداری به ناچار  نقشه ای می کشند که  اقدام به دستبرد کاه  از روستای مجاور نمایند و سعی می کنند که این موضوع بعنوان رازی  بین خودشان بماند و کسی هم  این سرقت را به گردن نگیرد. ولی مشکل آنها  سادگی و دهن لقی یکی از پسران همان خانواده بود  و از او در اینخصوص مطمئن نبودند لذا سعی کردند که بطور ویژه از او قول مساعد و محکمی بگیرند که سرانجام آن پسر  قول داد و گفت  " اگر همه بگوئید(یعنی قبول کنید) من نمی گویم(قبول نمی کنم) "  از قضا آن سرقت انجام شد و صاحب کاه بهمراه چند نفری جهت  شناسائی  سارقان به رد یابی مسیر دزدان از طریق تکه های کاهی که روی برف و زمین ریخته بود کم کم به روستای سارقان نزدیک  شدند.

 به یقین آن گروه در داخل روستای سارقان نمی توانستند  دقیقا ٌ خانه مورد نظر را پیدا کنند   ولی  همینکه پسر ساده لوح از بالکن خانه و از دور آنها را دید فریاد کشید که : "مگر کاه شمارا ما دزدیده ایم که اینطرفی می آئید؟" و بدین طریق قضیه لو رفت .

 

نوشته شده توسط نیلوئی در 8:46 |  لینک ثابت   • 

88/04/09

خلاصه ای از این ایام

1- ما هم مثل خیلی ها در روز جمعه 22 خرداد در روستای خودمان(نیلو) رای دادیم . و دیدیم که دقیقاٌ درهمان  روز  جمعه تعطیلی عوامل دولتی  در حال خدمتگذاری بودند و برگه سهام عدالت(نه خود سهام)  را بین روستائیان توزیع  و آنها را در خصوص انتخابات از گمراهی ممکن ارشاد می کردند که مبادا به کسی جزء کاتدید مورد نظر رای بدهند . می گویند طبق قانون انتخابات خرید و فروش رای با تطمیع و تهدید خلاف است . ما نمی گوئیم قانون انتخابات می گوید  .

2-     نمی دانیم چه شده بود که در این ایام تمام شبکه های تلویریونی مرتب اقدام به پخش فیلم های کمدی (هرچند تکراری) می کردند ما که حال  نداشتیم  نگاه کنیم .

3-  لشکر طرفداران یک کاندیدای خاص بعنوان کارشناس ،تحلیل گر،  نماینده مجلس ، سخنگوی فلان و فلان  به  سمت صدا و سیمای بیطرف!  و از این شبکه به آن شبکه در رفت و آمد بودند و  اصرار داشتند که مردم حرف آنها را قبول کنند که هیچ اتفاقی نیافتاده است . ولی حتی 30 ثانیه هم به دیگر کاندید ها وقت ندادند که مبادا مردم گمراه نشوند .

 ولی بقول بچه کوچک ما  نمی دانیم  چرا مردم در ساعت10هر شب در  پشت بام  خانه هایشان  نماز می خوانند و صدای الله اکبر می آید؟ 
نوشته شده توسط نیلوئی در 8:26 |  لینک ثابت   •